سلام
هرچند که یکم دیر شده ولی سال نو مبارک!
گفتم بیام یک خبری از خودمون بدم و بگم ما یعنی من و یاسمن خوبیم و کلی بهمون خوش میگذره. یاسمن بچه آرومیه و همین باعث شده نگهداریش آسونتر از اونی باشه که من فکر میکردم. 35 روز اول خونه مامانم بودم و الان 2 هفته ای میشه که اومدم خونه خودمون. البته خونه مامان هم سعی میکردم بیشتر کارهای یاسمن رو غیر از حمام کردنش که بابام زحمتش رو میکشه خودم انجام بدم ولی مامان هم حسابی به تغذیه من میرسید که شیر داشته باشم. یاسمن یک ماه اول فقط شیر خودمو میخورد اما وقتی برای ویزیت یک ماهگی بردمش دکتر از وزن گرفتنش راضی نبود و به همین دلیل شیر کمکی براش تجویز کرد که خدا رو شکر خیلی تو وزن گرفتنش موثر بوده.
چون وزن یاسمن در بدو تولد کم بود لباسهایی که براش خریده بودم بزرگ بودن براش و خاله مریم زحمت کشید و چند دست لباس متناسب با وزنش خرید که الان دیگه کوچیک شده و جمعشون کردم و از اول این هفته شروع کردم به استفاده از لباسهایی که از دبی براش خریده بودم. سایز پوشکش هم از اول این هفته از 1 به 2 افزایش پیدا کرده.
فکر نمیکردم بچه داشتن اینقدر تجربه شیرینی باشه و اصلا فکر نمیکردم که اینقدر به یاسمن وابسته بشم. گاهی حتی وقتی خوابیده دلم براش تنگ میشه :) امیدوارم همین قدر که من دارم کیف میکنم یاسمن هم بهش خوش بگذره.
یک پست هم قبل از ویزیت یک ماهگی یاسمن نوشته بودم که وقت نشد اینجا بگذارمش که الان توی ادامه مطلب میگذارم که یادگاری بمونه.
سعی می کنم از این به بعد بیشتر بنویسم. فعلا خدا خافظ تا پست بعد
ادامه مطلب ...

فردا صبح با بابای نی نی رفتیم سونو . من کلا خیلی وزن اضافه نکردم و شکمم هم خیلی بزرگ نشده دیگه خودم هم نگران بودم که نکنه بچه ام ریز باشه اما خانم دکتر گفت به به چه دختر قد بلندی، باریک و بلنده، باربیه
چه انگشتای کشیده ای داره وزنش هم 1150 گرم هستش گفتم ریز نیست آخه من شکمم خیلی کوچیکه که خانم دکتر گفت نه خیلی هم خوبه وقتی از در اومدی تو و شکمت رو دیدم فکر کردم الان یک موش کوچولو می بینم این تو ولی نه ماشا الله همچیش خوبه نگران نباش . ما هم خیالمون راحت شد و شروع کردیم به آماده کردن اتاق نی نی.